كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
65
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
رفت ، كه زندانيان سياسى به لباس زنها شهر را ترك بكنند ، زنها به هيچ ترتيب حق خارج شدن از شهر را نداشتند . از اينروى زنهاى ارمنى ، كه در قافلهء ما بودند و قصد ادامهء سفر داشتند ، ناگزير بودند ، پشت دروازهء شهر بمانند . روز پنجم مارس 1765 ، آقاى هركولس مرا پيش بگلربگ فارس « 1 » كه مقرش شيراز بود برد . هر دوى ما و مترجم سوار بر اسب بوديم و چهار نوكر آقاى هركولس ، كه ارمنى بودند ، با چوبدستيهايشان از جلو مىرفتند . در قاهره وقتى يك كنسول اروپايى به خدمت پاشا مىرفت ، بااينكه هميشه سوارانى از جلو حركت مىكردند ، كمتر پيش مىآمد ، كه مردم عامى با فحش و ناسزا ، مزاحمتى براى او فراهم نكنند . در اينجا از هيچكس حرف زشتى نشنيديم . وقتى كه سوار بر اسب از بازار مىگذشتيم ، كه در گوشه و كنارش مردم زيادى بود ، نوكرهاى ارمنى حتى مسلمانها را ، اگر فورا راه نمىدادند ، با چوبدستيهايشان تهديد مىكردند و از اين كار ابائى نداشتند . كاخ بگلربگ وسيلهء كريم خان زند ساخته شده است و در وسط ميدان بزرگى ، كه در آن جو و گندم كاشتهاند قرار دارد « 2 » . ساختمان بيرونى بهتر از خانهء يك خانوادهء عامى نيست . پشت اين ساختمان ،
--> - شهر بسته مىشد . كليدهاى دروازهها را پيش حاكم شهر مىبردند و صبح روز بعد دوباره براى باز كردن دروازهها ، كليدها را از حاكم مىگرفتند . اگر كسى پس از كوبش نقاره ، از طرف كشيكهاى شبانه - كه تا صبح در شهر گشت مىزدند - ديده مىشد ، مجبور بود آن شب را تا صبح در زندان بهسر برد . روز بعد او را به محكمه مىبردند تا علت تخطيش مورد بررسى قرار گيرد . اگر خطاكار نمىتوانست دليل قانعكنندهاى براى گناه خود داشته باشد ، به پرداخت جريمهء نقدى و يا به فلك محكوم مىشد و William Franklin , Observations made on a tour from Bengal to Persia etc . , London I 790 , P . I 3 of ( 1 ) . وقتىكه نيبور از شيراز ديدن مىكرد ( 1765 ) ، صادق خان زند ، برادر كريم خان ، بگلربگ شيراز بود . ( 2 ) . ظاهرا اين كاخ همان عمارت ديوانخانه است . ديوانخانه يكى از زيباترين آثار كريم خان -